تبلیغات
اشیانه احساس - دوباره می‌‌آید سراغم………… نوشتن را میگویم

دوباره می‌‌آید سراغم………… نوشتن را میگویم

یادت که به سراغم می‌‌آید  دلم نوشتن می‌خواهد و سکوت و آرامش

کاشکی‌ می‌توانستم همین لحظه داشته باشمت

نمی‌شود که! میدانم. بگذار پای قسمت اما قسمت نیست من میگویم

ما نمی‌خواهیم که نمی‌شود گاهی تو نمیخواهی گاهی من گاهی دیگری

اما این وسظ نخواستن است که نمی‌شود

گلم………….

تو میوهٔ ممنوعه دورتر از خیال من اینبار منم حوا به جای آدم

قصد گناه کرده ام

بهشتی‌ نیست می‌خواهم از این برزخ رانده شوم…

واژه را مدتیست به دست باد سپردم. دیگر واژه هم کفاف حرفهای دل‌ مرا نمیدهد.

دلتنگیهایم را در بقچه‌ای میپیچم میگذارمشان سر طاقچه فراموشی ……باید زندگی‌ کرد…. اما مگر میشود…… تا اینها را از روی صفحهٔ ذهنت خالی‌ میکنی‌ دوباره هجوم میاورند و جای قبلیها را پر میکنند. یک اتاق پر از بقچهٔ دلتنگی‌. دلم یک خانه تکانی لازم دارد.

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
ازبس حضور ناب تو پر رنگ می شود
دنبال خویش هستم وپیدا نمی کنم
“من بودنم” با تو هماهنگ می شود…





طبقه بندی: منتنهای عاشقانه،

[ یکشنبه 27 اسفند 1391 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ ستاره ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه